ميرزا محمد حيدر دوغلات
مقدمه 75
تاريخ رشيدى ( فارسي )
معبر پنج گذشته و از دره سرازير شد . حساب او درست درآمد . نه تنها از سوى امرا و مردم با مقاومتى روبرو نشد ، بلكه متصرفات آن ناحيه را بدون خرابى قابل توجهى به دست آورد . حجم كم گزارشهاى مؤلف ما در مورد اين تهاجم و نحوه اداره كشمير ، يا امر آن سرزمين در خلال يازده سال نيابت سلطنتش مايه شگفتى است . زيرا وى عملا پادشاه آن ولايت بود ؛ و تنها اندكى قبل از آنكه خود را در رأس فرمانروايى آن خطه ببيند ، اهميت موقعيت آن را از ديدگاه نظامى به خوبى شناخته و مصرانه آن را به همايون خاطرنشان ساخته بود . با اين همه در دو فصل كوتاه در خاتمه تاريخ خود به بررسى اين مطلب پرداخته ؛ هرچند كه حجم بسيار زيادى را به حوادثى اختصاص داده كه در آن هنگام گذر از جريان انتقالات ، اتفاق مىافتاده است . علت اين امر آن است كه بستگان نزديك او در كاشغر و ياركند - اكثرشان در شدت و حدت - به سر مىبردند و دشمنان سياسىاش در حدودى حكومت مىكردند كه خطرناك بوده و براندازنده قدرت و سعادتى محسوب مىشد كه خود وى به برقرارى آن كمك كرده بود . در حقيقت بديهى به نظر مىرسد كه در اواخر زندگانى ، امور كشورى كه شايد بتواند آن را از آن او دانست ، و نيز مكاتبات ميان خود و دوستانش كه ظاهرا تا آخر دوام داشته ، افكارش را مشغول ساخته بوده و او كم و بيش در كشمير خود را فردى تبعيدى احساس مىكرده است . داستان زندگانى او در اين دوره به قدرى كمرنگ و با چنان شدتى از هم پاشيده است كه من از سال 1540 به بعد به ناچار عمدتا از ابو الفضل ، مورخ اكبر « 1 » ، و فرشته پيروى كردهام . هر دوى اين مؤلفان آثار خود را در فاصلهاى نوشتهاند كه خيلى دور از وقايع آن ايام نبوده تا آنجا كه حوادث مورد بحث آنان به احتمال از خاطرت مخبرينشان تجديد شده است . « 2 » كشمير براى مدتى سابقا فرمانروايان برجستهاى به جز آنهايى كه تنها اسما نماينده
--> ( 1 ) . اكبرشاه پسر همايون پادشاه . ( م ) ( 2 ) . در مورد ابو الفضل ر . ك : . ii . tsih . mahum ، صص 862 - 787 ؛ tterraj ، آيين اكبرى ، ص 390 ؛ ارسكين . , tsih ii . ، صص 368 - 364 . در مورد فرشته به ترجمهء بريج ، 4 ، صص 497 و بعد از آن ؛ و منتخبات آقاى راجرز [ از تاريخ فرشته ( م ) ] در مجله انجمن آسيايى بنگال ، 1885 ، ص 98 و بعد از آن .